پندی دیگر از یک دوست

وقتی کسی تو را تنها گذاشت، نگران خودت نباش که بدون او چکار کنی، شرمنده دلت باش که به تو اطمینان کرد!


خدایا،چنان کن که تعجیل نکنم درآن چیزی که تو به تاخیر انداخته ای وتاخیر نکنم در چیزی که تو اراده به تعجیل آن داری،خدایا باتمام وجود به اراده تو پناه میاورم،مهربانم مرا در آغوش بگیر

   + مژگان - ٥:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۸

دلت را خانه تکانی بکن یادت نره

مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند


خوشبختی بر سه ستون استوار است فراموش کردن گذشته غنیمت شمردن حال امیدوار بودن به آینده

   + مژگان - ٤:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٧

پند هایی دیگر

فارسه خسته شد بسکه جک ترکی گفت. رفت تو محله ترکها یه کاری بکنه که برای فارسها جک بسازن. رفت کنار یه تیر برق و تق تق زد ببهش. ترکه اومد گفت چی کار میکنی. گفت اینجا خونه دوستمه میخوام بدونم هست یا نه. ترکه نگاهی به بالا کرد و گفت آره هست. چراغشون روشنه


بودیم وکسی پاس نمی داشت که هستیم...باشد که نباشیم وبدانند که بودیم


به خاطر داشته باش تاریک ترین لحظه ی شب، نزدیکترین لحظه به شروع خورشید است، پس از تاریکی های زندگی ات دلگیر نشو

   + مژگان - ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٧

با مزه

اشتباه فرصتی است که هوشمند تر باشیم.
شماره تلفن زلیخا: ¥ŧΨΓΠΞΛΘΩζθδЊЉ
خاطره شادیهای امروزمان ،تلخ ترین غمی است که فردا به یاد می آوریم
آدما از جنس برگند . گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن . حیف که هر لحظه یه رنگند
یک شمع می تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چیزی از دست بدهد، مانند شادی که هیچگاه با تقسیم کردن، کم نمی شود .

   + مژگان - ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٧

امروز

چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ی دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن


همین باید پرهیز کرد.. نباید جائی که هیچ چیز نیست ...چیز عجیبی گذاشت


من گاه به اندیشه ی آنچه مورخان آینده درباره ما خواهند گفت فرو می روم.. در مورد انسان امروزی یک جمله برای آنها کافی است : او زنا می کرده و روزنامه می خوانده است .

 

   + مژگان - ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٧

پند هایی چند

در سقوط هم می توان با قدرت واستوار بود.این را آبشار به من می گفت


خاکستری و خاک و آب و و باد و بارن و شل شل و شر شر و شتاب و شکاف و خییابان خالی از برف!یلدایمان انگار از دست رفت،گله خواستی بکنی این را هم گله کن.


ارامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی یه جای گرم توی سینه محبوبت داری
سر برآور بردار و ببر زخمهای لب زنک مردم کج کج نگاه کن بیچاره بار پیش و پس کشیده ی روزگار خنده های سر خود را،که تا تو جان داری من این زخمها بلای جاان ماست و جان من و تو نباشد بیچار گاه آن مرده شور بیچاره.


آدمها آنقدر زود عوض می شوند ...آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است


وقتی با له شدنت زیر پای عابران آهنگ دل انگیزی برای آنهامی شنوی دیگر مهم نیست برگ سبز کدامین درخت بودی

   + مژگان - ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٧

نکاتی چند در اولین ماه زمستان

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشد
باران بهانه ای بود تا تو زیر چتر من تا انتهای کوچه با من بیایی


خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حیوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انسانی که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انسانی که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوان است


لب دریا غریبه عصر ما عصر فریبه عصر اسمای پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون عصر شهر ما سرش شلوغه اسموناش پر دوده وعده هاش همه دروغه قلب عاشقاش کبوده


بیا بریم شهر - کدوم شهر؟ - همون شهری که خُل بسیار داره - آی بله! - گشتِ ارشاد به من هم کار داره - آی بله! حرفِ زورش را ببین جاده‌ی دورش را ببین هاله‌ی نورش را ببین - عمو محمود مگر آزار داره - آی بله

   + مژگان - ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ دی ،۱۳۸٧

شهادن امام جواد الئمه را به همه عاشقان اهل بیت تسلیت میگویم

لطفا به احترام زندگی لحظه ای سکوت کنید... و آنگاه در پس سکوت هایتان جام وجودتان را لبریز از فریاد کنید . فریادی برای شروعی دوباره. نه جبران گذشته...


نگذار چیزی تو را ناراحت کند نگذار چیزی تورا بترساند همه چیز گذرا است به غیر خدا خداوند به تنهایی کافی است


 زنده بودن را به بیداری بُگذرانیم،که سال ها به اجبار خواهیم خفت! دکتر علی شریعتی )


اگر ارزوهایت را در جلوی دیدگانت قرار دهی انها رادست یافتنی میبینی تا انکه انها رااز جلوی دیدگانت محو کنی


 روزگار درها را به روی تو بست ناامید مباش و اگر درها را بر روی تو گشود مغرور مشو

 
دورت بگردم چیست؟ دایره ای فرضی ست که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند

 

 

 

   + مژگان - ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ آذر ،۱۳۸٧